حکایت ما حکایت ملانصرالدین و پسر و خر جادویی ایشان است. نه سوار بر آن میرانیم و نه دل به پیادگی می دهیم و نه یک به یک بر سوار شدن تصمیم می گیریم.
روزگاری فریاد میزنیم که چرا ارگان های بین المللی به وظیفه خود عمل نمی کنند و روزگاری دیگر دم به رقابت با کشورهای دیگر سر عضویت در آن می زنیم.
روزگاری دم صلح بر می آوریم و هر کس مخالف آن بگیرد را مخالف اسلام می دانیم و وی را به انواع اتهام می آلاییم و روزگار دیگر را که به مقاومت مصلحت می بینیم آنانکه دم صلح می زنند را خوانین و اندیشمندان غرب زده می خوانیم.
اما واقعیت آن است که روزگار به گرد ما نمی گردد و این ماییم که باید گردش خود را مشخص کنیم و فکر آنگه که روزگار گردید را هم بکنیم.
به نظر بنده باید تیتر مهر را اینگونه اصلاح کرد که:
رؤیای ایران و واقعیت ترکیه برای تبدیل شدن به قدرت منطقه ای
آنچه مسلم است ترکیه گام برمی دارد و ما در مخیلات فراوان سرگردانیم.